آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )

202

سفرنامه كازاما ( فارسى )

هم با زيب و نقاشى ساخته مىشود . « 1 » جعبه‌اى را كه گويا جاى ابزار و اسباب جرّاحى بوده است يافتم و گرفتم . نقش روى آن مانند كار روى قلمدان است ، اما نوشته‌اش هيچ تعريف ندارد . با اين كه به نظر كار ايران مىآيد ، و روى اسباب جراحى نقش و نگار داده‌اند ، كلبتين آن ( براى دندان كشيدن ) ، يا اسباب فلزى ديگرش ، با ابزار ( دقيق ) پزشكى نوين مقايسه شدنى نيست . مينياتور مينياتور بر تارك هنرهاى ايران مىدرخشد . مينياتور شيوه‌اى يكسره خاورى در نقاشى است ، و هرچند كه از نظرگاه نگارگرى غربى نه فقط فاقد بعدنمايى « 2 » كه داراى كمبودهاى ديگر است ، ارزش هنرى بس و الا دارد . در مينياتور هم ، چنان كه در پرده‌هاى طومارمانند نقاشى قديم ژاپن ، گاهى تصويرها چنان ريز و دقيق است كه ديدن آن به ذرّه‌بين نياز دارد . بسيار مىشود كه در نقاشىاى به قطع حدود بيست در هفت يا هشت سانتيمتر ، 50 و حتى 100 كس نموده شده‌اند و با چنان جزءپردازى كه خال صورت آنها هم پيداست . در مينياتورهايى كه صحنه‌هاى نبرد و مانند آن ( شكار و . . . ) را نشان مىدهد ، هر يك از چهره‌ها به حالت و رفتار ديگر تصوير شده است . موزه‌ها يا مجموعه‌داران مشهور اروپا و امريكا به داشتن اين نقاشىهاى نفيس و كمياب مىبالند . اما شمار مينياتورهايى كه امروزه در ايران مانده اندك است . در كتابهاى كهنهء فارسى ، كه پيشتر وصف آن را گفتم . هنوز شمارى مينياتور كه تاكنون از ميان كتاب بيرون نكشيده و

--> ( 1 ) . جعبهء جواهرى كار ايران را ، نسبتا قديمى و پرنقش و نگار ، عتيقه‌فروشى ژاپنى آورده بود تا شعر رويش را بخوانم . اين دو بيت بود : در درج در ، عتيق لبت عقد جان نهاد * خالت ز عنبر آمد و مهرى بر آن نهاد قفلى ز لعل بر در آن درج زد لبت * از بس نفيس يافت ، به جاى نهان نهاد ( 2 ) . Perspective